نوحه های تاسوعای حسینی

نوحه های تاسوعای حسینی

منتشر شده توسط :پورتال جامع ایران بانو

به سادگی پول در بیارید !!!

کلیک کن !!!

بزرگترین ربات کسب درآمد
لینک ربات رو برات گذاشتم

کلیک کن !!!


اشعار تاسوعای حسینی   جان زینب به لب رسید     ای رسیده به علقمهکی می آیی عباس (2)ای قرار  دل علی           دل به تو بسته فاطمهکی می آیی عباس (2)برگردان : قلب بی کینه   عشق در سینه     آب و آیینهکی می آیی عباس (2) خیمه ها چشم انتظار دیدنتتیغ دشمن در کمین چیدنتمی رسدکی دست ما …


اشعار تاسوعای حسینی

 

جان زینب به لب رسید     ای رسیده به علقمهکی می آیی عباس (2)ای قرار  دل علی           دل به تو بسته فاطمهکی می آیی عباس (2)برگردان : قلب بی کینه   عشق در سینه     آب و آیینهکی می آیی عباس (2)

خیمه ها چشم انتظار دیدنتتیغ دشمن در کمین چیدنتمی رسدکی دست ما بر دامنتکی می آیی عباس (2)

 

جان زینب ، جان اصغر ، جان منبر لب خشکیده ات آبی بزنقلب تو تنگ است و جنگت تن به تنکی می آیی عباس (2)

 

دست تو تنها پناه اصغر استخشم تو سرمایه ی این لشکر استدر کنارت تشنگی آسان تر استکی می آیی عباس (2)

 

با خیالت لحظه ها سر می شودبغض ما هر لحظه پرپر می شودتازه بی تو  داغ اکبر می شودکی می آیی عباس (2)

 

گریه ها کم کم به افغان می رسدکار غم بی تو به سامان می رسدعمر صبر ما به پایان می رسدکی می آیی عباس (2)

 

یاد تو گرمای آغوش همهبرده ای با رفتن ات هوش  همهشد عطش بی تو فراموش همهکی می آیی عباس (2)

 

ای که با تو هر شبی مهتابی استبی تو ماندن اول بی تابی استداغ تو سنگین تر از بی آبی استکی می آیی عباس (2)

 

عشق مردان ، مرد میدان خطربر تن مشکت مکن دستت سپراز تمام تشنه ها، لب تشنه ترکی می آیی عباس(2)

 

ای زلال راهی دریا شدهای هلال در شبم پیدا شدهدر کنار علقمه تنها شدهکی می آیی عباس (2)

 

ای عمود خیمه ی زهرا بیاتشنه کردی ، تشنه دریا را بیامثل تنها رفتنت  تنها بیاکی می آیی عباس (2)

 

ما همه یکدل دعایت می کنیمصحبت از مهر و وفایت می کنیمبا لبی تشنه صدایت می کنیمکی می آیی عباس (2)

 

قامت سرو تو مثل لاله ریختبر زمین  خون تو بی اندازه  ریختای قربان سرت آبی که ریختکی می آیی عباس (2)

 

مانده سوی رفتن تو روی ماروی تو برگشته سمت خیمه هاساقی ما ، سایه سار کربلاکی می آیی عباس (2)

 

 

 اشعار شهادت حضرت ابوالفضل

گر نخیزی تو ز جا کار حسین سخت تر استنگران حرمم،آبرویم در خطر است

 

قامت خم شده را هر که بیند گویدبی علمدار شده، دست حسین بر کمر است

 

داغ اکبر رمق از زانوی من برد ولیبی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است

دست از جنگ کشیدند و به من می خندندتو که باشی به برم باز دلم گرم تر است

نیزه زار آمده ام یا تو پر از نیزه شدیچو ملائک بدنت پر شده از بال و پر است

پیش من با سر منشق شده تعظیم نکنکه خدا هم ز وفاداری تو با خبر است

علقمه پر شده از عطر گل یاس بگومادرم بوده کنارت كه حسین بی خبر است

به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدندقد و بالای رسا باعث این درد و سر است

اصغر از هلهله کردن بدنش می لرزدگر بداند که تو هستی کمی آرام تر است

وعده ی ما به نوک نیزه و هر شهر دیارکه به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است

 

اشعار شهادت حضرت ابوالفضل

 

الا یا ایها الساقی برون بر حسرت دل هاکه جامت حل نماید یکسره اسرار مشکل ها

 

به می بربند راه عقل را از خانقاه دلکه این دارالجنون هرگز نباشد جای عاقل ها

اگر دل بسته ای بر عشق جانان جای خالی کنکه این میخانه هرگز نیست جز مأوای بی دل ها

اگر از نشئه ی دل کمتر از آنی به خود آییبرون شو بی درنگ از مرو خلوتگاه غافل ها

اگر دل داده ای بر عالم هستی و بالاتربه خود بستی به تار عنکبوتی بس سلاسل ها

نمک شور تو دریای طلب می طلبدوصف لعل دهنت باغ رطب می طلبد

روز من را شب گیسوی شما کرده سیاهاصلأ ای ماه سرودن ز تو شب می طلبد

از غباری که نشسته به لب پر ترکتمی توان گفت قدم های تو لب می طلبد

آن خضوعی که خدا در نظرت ریخته استدرک آغوش نگاه تو ادب می طلبد

سخت کرده تب شوق لب تو کام مراهیچ کس نیست که بر دوش کشد بار مرا

چه کسی برده در این حاشیه چشمانت رامنکر آن نقش زن ناشی چشمانت را

میکشد با نظر ام بنین جبرائیلطرح فیروزه ای کاشی چشمانت را

می توانند ملائک بگذارند مگرآخرین قیمت نقاشی چشمانت را

کار و بارش به سر میکده ها افتادهدیده هر کس که نمک پاشی چشمانت را

آدم از باده ی چشم تو هوس می افتدتو اگر جام دهی میکده پس می افتد

آخرین جمله که گفتند بگویم دلی استهر کسی عبد حسین است ابوفاضلی است

لرزه انداخته عشق تو به بالا به زمینمرحبا بر تو و بر مادر تو ام بنین

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 گرد آوری مطالب : iranbanou.com